از دلتنگی تا گمگشتگی هویتی
مهاجرت مثل ورق زدن فصل تازهای از زندگی است. فصلی که در آن امید، آزادی و رشد کنار دلتنگی، اضطراب و تنهایی قرار میگیرند.
در روزهای اول، شاید همهچیز جذاب به نظر برسد — شهر جدید، زبان متفاوت، مردم با فرهنگ تازه. اما بعد از مدتی، سکوت خانهای غریبه و غروبهایی که کسی درشان صدایت نمیزند، حس خاصی را در دل ایجاد میکند: همان دلتنگی آشنا.
اگر این احساسات را تجربه کردهای، باید بدانی تنها نیستی. تقریباً تمام مهاجران، در دورهای از زندگی خودشان با این چالشها روبهرو میشوند. من، منصوره بهرامی از مجموعه نیو جهان، در این مقاله میخواهم به عنوان یک روانشناس و همراه، دربارهی مهمترین احساسات دوران مهاجرت با تو صحبت کنم؛ از دلتنگی و اضطراب تا گمگشتگی هویتی.
و اگر در پایان احساس کردی نیاز به گفتوگوی عمیقتری داری، میتوانی از مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور استفاده کنی تا در مسیرت تنها نباشی.
چطور با دلتنگی مهاجرت کنار بیاییم؟
دلتنگی واکنش طبیعی ذهن به تغییر است. وقتی از محیطی که در آن سالها زندگی کردهای جدا میشوی، مغز هنوز انتظار همان صداها، بوها، زبان و چهرهها را دارد. دلتنگی در واقع تلاشی است برای حفظ تداوم زندگی.
چند راهکار برای کنار آمدن با آن:
با عزیزانت در تماس بمان، اما وابسته نشو. تماس تصویری، پیام، یا حتی فرستادن عکس غذاهایی که درست میکنی، میتواند حس نزدیکی ایجاد کند.
در لحظه زندگی کن. هر روزت را پر از کارهای کوچک معنیدار کن — پیادهروی، کلاس زبان، یا نوشتن خاطرات روزانه.
دلتنگی را قضاوت نکن. اگر روزی اشکت آمد، به خودت بگو این بخشی از روند طبیعی سازگاری است، نه نشانه ضعف.
از کمک تخصصی استفاده کن. خیلی از مهاجران در همان ماههای اول از طریق مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور توانستهاند با دلتنگی بهتر کنار بیایند، بدون اینکه احساس انزوا یا غربت درونی شدید داشته باشند.
دلتنگی، بر خلاف تصور، نشانهی سلامت عاطفی است؛ یعنی هنوز ریشه داری.
اضطراب مهاجرت چیست و چگونه کنترلش کنیم؟
اضطراب مهاجرت اغلب از دو منبع میآید:
۱. ترس از آیندهی نامعلوم — آیا میتوانم موفق شوم؟ کار پیدا کنم؟ در این جامعه پذیرفته شوم؟
۲. احساس ناتوانی در زبان و ارتباط — وقتی نمیتوانی خودت را آنطور که هستی بیان کنی، ذهن مدام احساس ضعف میکند.
برای کنترل اضطراب مهاجرت:
ساختار روزانه بساز. نظم در خواب، غذا، کار و تفریح باعث میشود مغز حس کنترل بیشتری پیدا کند.
با بدن خودت مهربان باش. ورزش، تغذیه درست و مراقبه اثر مستقیم بر اضطراب دارند.
در محیط جدید پناهگاههای آرامش ایجاد کن. مثلاً کافهای که حس خوبی میدهد یا پارکی که هر روز در آن قدم میزنی.
و اگر اضطراب شدیدتر شد، مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور میتواند کمک کند بفهمی ریشهی این نگرانیها کجاست و چطور میتوانی دوباره احساس امنیت کنی.
اضطراب قرار نیست ناپدید شود، اما میتوانی یاد بگیری آن را مدیریت کنی تا تو را کنترل نکند. تفاوت افسردگی و غم غربت
گاهی بعد از مهاجرت، حس غمگینی و بیانگیزگی پیش میآید. اما تفاوت مهمی بین «غم غربت» و «افسردگی» وجود دارد.
غم غربت موقتی است و معمولاً با ارتباط اجتماعی، زمان و سازگاری کاهش پیدا میکند.
افسردگی ماندگارتر است، و اغلب همراه با احساس بیارزشی، خستگی عاطفی و قطع ارتباط با دنیا میآید.
اگر حس میکنی هفتههاست انگیزهات را از دست دادهای، خواب و اشتهایت تغییر کرده و از جمع کناره گرفتهای، بهتر است با یک متخصص صحبت کنی.
در این شرایط، دسترسی به مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور به مهاجران کمک میکند بدون مانع زبانی، احساس خود را بیان کنند و روند درمان را راحتتر پیش ببرند.
غم غربت یادآور عشق به ریشههاست، اما افسردگی صدای درونیای است که کمک میخواهد — و کمک وجود دارد.
چگونه در کشور جدید دوست پیدا کنیم؟
یکی از سختترین بخشهای مهاجرت، ساختن دایرهی اجتماعی جدید است. ما انسانها برای تعلق داشتن ساخته شدهایم، و نداشتن شبکه اجتماعی باعث تشدید تنهایی و اضطراب میشود.
راهکارهای کاربردی:
به گروههای محلی بپیوند. کلاسهای زبان، گروههای داوطلبانه یا باشگاههای فرهنگی فرصت آشنایی طبیعی ایجاد میکنند.
انتظار نداشته باش ارتباطات فوراً عمیق شوند. دوستی در فرهنگهای غربی معمولاً زمانبر است.
از همزبانها شروع کن. ارتباط با ایرانیان یا فارسیزبانان دیگر میتواند نقطه شروعی امن باشد. خیلی از مراجعانم در مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور گفتهاند اولین دوستان واقعیشان را در همین گروههای کوچک پیدا کردند.
دوست داشتن را تمرین کن. دوستی نه فقط یافتنی، بلکه ساختنی است؛ با مهربانی، صداقت و صبر. راههای تقویت عزتنفس در محیط غربی
زندگی در جامعهای جدید ممکن است عزتنفس را به چالش بکشد. چون ناگهان باید از صفر شروع کنی: مدارک تحصیلیات ارزیابی میشود، لهجهات شنیده میشود، و گاهی حس میکنی کسی تو را جدی نمیگیرد.
برای تقویت عزتنفس در چنین شرایطی:
تعریف موفقیت را بازنویسی کن. موفقیت در مهاجرت یعنی «پایداری»، نه فقط پیشرفت سریع.
به خودت یادآوری کن که شجاعی. کمتر کسی جرات ترک وطن و شروع دوباره دارد.
از خودگویی منفی آگاه شو. هر بار که ذهن میگوید «من نمیتوانم»، آن را با جملهای واقعبینانهتر جایگزین کن.
کمک حرفهای بگیر. جلسات مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور میتواند به بازسازی عزتنفس کمک کند، چون در فضایی امن و بدون قضاوت میتوانی درباره احساس شکست یا بیارزشی حرف بزنی.
عزتنفس در مهاجرت یعنی پذیرفتن اینکه تو هنوز همان فرد ارزشمندی هستی، فقط در محیطی تازه. چگونه با استرس زبان دوم کنار بیاییم؟
تقریباً همه مهاجران با ترس از اشتباه در زبان دوم دستوپنجه نرم میکنند. شاید حس کرده باشی وقتی حرف میزنی، دیگر خودت نیستی. این حس، واقعی و طبیعی است.
برای کنار آمدن با این استرس:
کمالگرایی را کنار بگذار. هدف، «ارتباط برقرار کردن» است، نه «بینقص حرف زدن».
با زبان جدید خاطره بساز. موسیقی گوش بده، فیلم ببین، یا دفترچهای با لغات جدید درست کن.
به جای مقایسه، مسیر رشد خودت را ببین. یادگیری زبان دوم سفری است که ارزش لذت بردن دارد.
اگر حس کردی استرس زبان باعث انزوا یا شرم اجتماعی شده، حتماً از مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور استفاده کن. درمانگران فارسیزبان با درک تجربهی مهاجرت، میتوانند به کاهش اضطراب زبانی کمک کنند.
زبان دوم شاید در ابتدا مانع به نظر برسد، اما با تمرین، به پلی برای شناخت فرهنگ جدید تبدیل میشود. احساس گمگشتگی هویتی بعد از مهاجرت
یکی از عمیقترین اثرات مهاجرت، احساس گمگشتگی هویتی است. یعنی وقتی نمیدانی دقیقاً به کدام جهان تعلق داری. در وطن، دیگر آن آدم سابق نیستی، و در کشور جدید هنوز «یکی از آنها» محسوب نمیشوی.
برای کنار آمدن با این حس:
هویتت را ترکیبی ببین. تو فقط متعلق به یک سرزمین نیستی؛ هویت تو اکنون ترکیبی از گذشته و حال است.
فرهنگ جدید را تهدید نبین. یادگیری ارزشها و آداب تازه، به معنای فراموش کردن ریشهها نیست.
داستان مهاجرتت را بازنویسی کن. هر بار که با دیگران از تجربهات حرف میزنی، در واقع در حال بازسازی هویتت هستی.
از پشتیبانی روانی استفاده کن. بسیاری از مهاجران در جلسات مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور توانستهاند میان گذشته و حال خود آشتی برقرار کنند.
احساس گمگشتگی، در واقع بخشی از رشد در مهاجرت است — فرصتی برای شناخت دوبارهی خودت. تو هنوز ریشه داری
مهاجرت مثل پیوند زدن درختی است که از خاک خودش جدا شده و در زمین تازهای کاشته میشود. مدتی طول میکشد تا دوباره جان بگیرد، اما در نهایت اگر مراقبش باشی، حتی پربارتر از قبل خواهد شد.
دلتنگی، اضطراب، تنهایی، و گمگشتگی، بخشی از مسیر مهاجرتاند، نه نشانهی شکست. اگر حس کردی سنگینی این احساسات زیاد شده، بدان که تنها نیستی. گفتوگو با کسی که مهاجرت را میفهمد، میتواند راه را روشنتر کند.
در نیو جهان، ما با ارائهی مشاوره فارسیزبان در خارج از کشور، تلاش میکنیم پلی بسازیم میان تو و آرامشت — پلی میان فرهنگی که از آن آمدهای و جهانی که در آن در حال رشد هستی.
به خودت یادآوری کن: تو هنوز ریشه داری. فقط خاکت عوض شده.
منصوره بهرامی
منبع: نیو جهان – همراه مهاجران فارسیزبان